روز نامه این هفته

دریافت نسخه همراه نامه رفسنجان

تبلیغات سایت

چرا برای اموات حمد می خوانیم

قیصر روم برای یکی از خلفای بنی عباس ، در ضمن نامه ای نوشت: ما در کتاب انجیل دیده ایم که هرکس از روی حقیقت، سوره ای بخواند که خالی از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش دوزخ حرام میکند ، و آن هفت حرف عبارتند از: « ث ، ج ، خ ، ز ، ش ، ظ ، ف»

ما هر چه بررسی کردیم ، چنین سوره ای را در کتاب های تورات و زبور و انجیل نیافتیم ، آیا شما در کتاب آسمانی خود ، چنین سوره ای را دیده اید؟

خلیفه عباسی دانشمندان را جمع کرد، و این مسئله را با آنها در میان گذاشت، آنها از جواب آن درماندند، سرانجام این سوال را از امام هادی علیه السلام پرسیدند.

آن حضرت در پاسخ فرمودند:

آن سوره ، سوره « حــمد » است، که این حروف هفتگانه در آن نیست. پرسیدند: فلسفه ی نبودن این هفت حرف، در این سوره چیست؟

حضرت فرمودند:

1-حرف «ث» اشاره به «ثبور» (هلاکت)

2-حرف «ج» اشاره به «جحیم» (نام یکی از درکات دوزخ)

3-حرف «خ» اشاره به «خبیث» (ناپاک)

4-حرف «ز» اشاره به «زقوم» (غذای بسیار تلخ دوزخ)

5-حرف «ش» اشاره به «شقاوت» (بدبختی)

6-حرف «ظ» اشاره به «ظلمت» (تاریکی)

7-حرف «ف» اشاره به «آفت» است

خلیفه ، این پاسخ را برای قیصر روم نوشت.

قیصر پس از دریافت نامه ، بسیار خوشحال شد ، و به اسلام گروید ، و در حالی که مسلمان بود از دنیا رفت.

شرح شافیه ابی فراس ، مطابق نقل منتخب التواریخ ، ص ۷۹٥

***

مجازات شغالان

شبی آقامحمدخان قاجار نتوانست از زوزه شغالان بخوابد. صبح که از خواب برخاست مشاورانش را فراخواند و از آنها کیفری بایسته را برای شغالان طلب کرد.

هر یک کیفری سخت را برای شغالان پیشنهاد کردند. اما او هیچ یک را نپسندید و مجازاتی سخت‌تر را برای شغالان جستجو می‌کرد. دستور داد تمامی شغالانی را که در آن حوالی یافت می‌شدند، را بیابند و زنده به حضورش آورند.

وقتی شغالان را به حضورش آوردند، بر گردن تمامی آنها زنگوله‌ای آویخت و آنها را دوباره در صحرا رها کرد. طعمه‌ها از صدای زنگوله شغالان می‌گریختند و هیچ یک نتوانستند طعمه‌ای شکار کنند. چند روزی بدین نحو سپری شد تا همگی از گرسنگی مُردند.

*ایران در دوره سلطنت قاجار، علی اصغر شمیم

***

حکایت

دهقان پیر با ناله می گفت : اربابآخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی نمی دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است. دخترم همه چیز را دوتا می‌بیند.

ارباب پرخاش کرد که: بدبخت، چهل سال است نان مرا زهرمار می‌‌کنی، مگر کور هستی نمی‌بینی که چشم دختر من هم چپ است؟!

دهقان گفت : چرا ارباب می‌بینم اما چیزی که هست، دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌‌ها را "دو تا" می‌بیند، ولی دختر من ، این همه بدبختی را ...

دهخدا

Back to Top

پیاده سازی و طراحی توسط گروه نرم افزاری آنی