روز نامه این هفته

دریافت نسخه همراه نامه رفسنجان

تبلیغات سایت

سر به هوا در بازار رفسنجان

قیصریه رفسنجان، همچنان زیر گرد و غبار فراموشی


هر از گاهی تهیه گزارش از بازار رفسنجان، فرصتی دست می دهد تا بی خیال نگاههای متعجب و بغعضاً پرسشگر بازاریان و مشتریان آنها، در بازار قدیمی رفسنجان، سر به هوا شوم. سر به هوا از این جهت که هم از دریچه چشم خودم و هم از دریچه لنز دوربین، زوایای مختلف در و دیوار و سقف بازار رفسنجان را مورد واکاوی آن هم از نوع خبرنگاری قرار دهم. از تجهیزات و تأسیسات تارعنکبوتی و در هم تنیده برق و تلفن عکس بگیرم، از نورگیرهایی که شتک باران، ردّی از آب و گل بر آنها انداخته است، از سقفی که «خرابی» و از دیوارهایی که « فرسودگی» را در بازار جار می زنند. از سنگفرش هایی که باری به هر جهت و به فراخور سلیقه هر مغازه دار، کفپوش بازار را چل تیکه کرده اند... این بار اما سوژه من نه همه بازار، بلکه قدیمی ترین بخش آن، یعنی قیصریه می باشد که به علت وخامل اوضاع و احوال، برای بار دوم یا سوم، از آن گزارش تهیه می کنم.

مکانی که گفته می شود پس از آنکه در سال 1377 دچار آتش سوزی شد ، ماموران آتش نشانی وقت به دلیل نداشتن تجربه در امر خاموش کردن آتش، باعث شدند قسمتی از آن تخریب شود. البته باید یاد آور شد که این قیصریه قبل از آتش سوزی از وضعیت نسبتاً مناسبی برخوردار بوده است بطوری که بامهای این مجموعه از استحکام خوبی برخوردار بودند. به هر حال، چند سال بعد از آن واقعه اداره کل میراث فرهنگی استان کرمان در سال 1382 شروع به مرمت این قیصریه کرد که البته منحصر به همان سر در آن شد و قضیه، ناتمام ماند.

امیدوار بودم بعد از تهیه گزارش های سالهای قبل، حداقل دستی بر سر و روی قیصریه کشیده باشند اما شواهد از چیز دیگری حکایت دارد. قیصریه نه تنها هنوز همان طور به حال خود رها شده است بلکه شکل فرسوده و متروکه آن وضعیت رقت بارتری پیدا کرده است. عجیب و ناراحت کننده است مکانی که روزی روزگاری محل داد و ستد مردان کویر بوده و در آن، طنین صدای بازاریان، دستفروش ها، مسگرها، چرخی ها، حراجی ها و ... به گوش می رسیده، امروز این گونه در گرد و غبار فراموشی و بی مهری، نفس نفس می زند و به قول یکی از معدود مغازه داران آنجا، هر آن امکان دارد سقفش ریزش کرده و یا آجر یا پاره آجری از آن جدا شده و بر سر مغازه داران یا افراد حاضر در محل فرود بیاید.

بوی مشمئز کننده ای که بویژه از طبقه دوم قیصریه، مشام انسان را می آزارد از یک رها شدگی محض و یک خلا و خلوت دنج و مناسب برای برخی رهگذران حکایت دارد. تنها سر در قیصریه است که به نوعی مرمت و بازسازی گردیده است و متأسفانه دیگر قسمت های آن، وضعیت نامطلوبی به خود گرفته است. بند و بست آجرها انگار در گذر زمان، تاب و تحمل خود را از دست داده و سقف در برخی قسمت ها دچار شکست و گسست شده است. اطاقک های طبقه دوم که گفته می شود روزی محل زندگی و استراحت مغازه داران بوده است بعضاً به یک زباله دانی بی در و پیکر تبدیل شده است. خاک از سر و روی قیصریه می بارد و این برای معدود مغازه داران آنجا نیز مشکلات زیادی ایجاد کرده است. این در حالی است که قیصریه هم مثل خیلی از جاهای دیگر، بخشی از تاریخ و فرهنگ دیرینه مردمان خطه کویر را در سینه خود دارد و شایسته نیست این گونه به محاق فراموشی سپرده شود. در احیاء، مرمت و بازسازی جایی مثل خانه حاج آقا علی که عنوان بزرگ ترین خانه خشتی دنیا را با خود یدک می کشد شکی نیست اما کاش در کنار این کار ارزشمند، از سوی مسوولین و متولیان امر، بودجه ای هم صرف قیصریه می شد تا یادگار شاه بهرام سلجوقی و بخشی از تاریخ و هنر و فرهنگ مردان و زنان کویر، این گونه به فراموشی سپرده نمی شد. قیصریه را دریابیم تا مجبور نشویم روزی روزگاری خدای نکرده بر خرابه های فرو ریخته آن بایستیم و یک انگشتمان را به حسرت به دندان بگزیم و انگشت دیگرمان را به اتهام، به سوی این و آن روانه کنیم.

فراموش نکنیم گاهی خیلی زود دیر می شود.

Back to Top

پیاده سازی و طراحی توسط گروه نرم افزاری آنی