روز نامه این هفته

دریافت نسخه همراه نامه رفسنجان

تبلیغات سایت

دولت یازدهم به ریاست دکتر روحانی در حالی کار خود را در تیرماه 1392 آغاز کرد که نقطه ثقل سیاست های خود را در وزارت امور خارجه قرار داده بود. روحانی آب خوردن مردم را هم به رفع تحریم ها منوط کرد و معتقد بود تنها با تعامل سازنده با تمامی طرف های موجود در عرصه بین الملل، امکان پیشرفت کشور فراهم خواهد شد.

 

اینکه این مسئله تا چه اندازه واقعی بود را باید مردم قضاوت کنند؛ با این حال، دور نیست اگر بگوییم که دولت تعامل محور یازدهم در بسیاری از موارد از هول حلیم تعامل در دیگ بر باد رفتن عزت ملی ایرانیان افتاده است! این در حالی است که دکتر روحانی در جریان تبلیغات انتخاباتی خود قول داده بود که:"من عزت و غرور ملی ایرانیان را بازخواهم گرداند."

اصولاً اینکه باید با همه طرف ها تعامل کرد، به ظاهر حرف خوبی است ولی سئوال اینجاست که اگر فردا کسی هوس کرد چند کشیده آبدار هم به گوش ما بزند، باز هم وظیفه ما لبخند زدن است؟ در واقع حد و مرز دیپلماسی لبخند کجاست و ما تا چه زمانی باید به تحمل سیلی های طرف مقابل ادامه دهیم؟!

دیدار چند روز قبل معاون اول محترم رئیس جمهور کشورمان با رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور کشور ترکیه بازتاب های زیادی در سطح فضای مجازی و شبکه های اجتماعی داشت. جهانگیری در حاشیه  کنفرانس سیاست بی‌طرفی همکاری بین‌المللی جهت صلح، امنیت و توسعه که در ترکمنستان در حال برگزاری بود، از رجب طیب اردوغان درخواست ملاقات کرده و اردوغان نیز خواسته جناب معاون اول را اجابت کرده بود. اما چه اجابتی!

تصاویری که از این دیدار در رسانه ها منتشر شده است، نشان دهنده آن است که متاسفانه چند بی حرمتی از سوی طرف ترکیه ای به معاون اول رئیس جمهور کشورمان صورت گرفته است. اول آنکه در عکس های منتشره خبری از پرچم ایران نیست و تنها پرچم کشور ترکیه در پشت زمینه تصویر مشاهده می شود. دوم آنکه؛ در کمال ناباوری، ظاهر و پوشش صندلی آقای جهانگیری بسیار متفاوت از صندلی رجب طیب اردوغان است. به نظر می رسد صندلی معاون اول رئیس جمهور ایران و مترجم دیده شده در عکس ها از یک نوع است!

همه اینها را به چهره خندان آقای جهانگیری در کنار طرز نشستن تحکم آمیز و چهره عبوس اردوغان اضافه کنید. اردوغان اما به همین گستاخی های ظاهری اکتفا نکرده، با اظهار گله از مندرجات رسانه‌های ایران علیه خود و خانواده اش، خواستار کنترل رسانه‌های کشورمان شده است! این در حالی است که هنوز زمان زیادی از تبریک محمدجواد ظریف به چاووش اوغلو وزیر خارجه ترکیه نگذشته است. ظریف به عنوان تابلوی تفکر حاکم بر دولت چندی پیش و در جریان انتخاب عادل الجبیر به سمت وزارت خارجه عربستان سعودی نیز، انتصاب وی را تبریک گفته، اظهار امیدواری کرده بود:"در دوره مسئولیت عادل بن احمد الجُبَیر، روابط دو ملت و دولت ایران و عربستان گسترش یابد."

دولت عربستان سعودی اما به بمباران بی وقفه مردم مظلوم یمن ادامه داد و وزیر خارجه جوان سعودی دو هفته بعد در نشست خبری با همتای آمریکایی خود اینگونه به پیام تبریک ظریف پاسخ داد:"ایران نباید نقشی در یمن داشته باشد. ایران نقش منفی در این کشور داشته و از نظر مالی، تسلیحاتی و ایدئولوژیک از انصارالله حمایت کرده است. ایران برای ارسال تسلیحات به یمن تلاش کرد، اما ما توانستیم مانع از فرود هواپیمای ایرانی در یمن شویم. ایران همچنین کشتی های حامل سلاح را برای نیروهای انصارالله ارسال کرده بود."

ماجرا به همین جا ختم نشد و این جوانک سعودی در زمان رخ دادن فاجعه منا و در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل نیز درخواست ملاقات با همتای ایرانی خود را رد کرد. مسئله ای که ظریف را در پیش چشم رسانه های جهان به پای صندلی پادشاه کویت کشاند تا از او درخواست میانجیگری بین او و جبیر را مطرح نماید و جنجال زیادی در رسانه های داخلی به پا کرد. آنچه مسلم است ترکیه با بی حرمتی دیپلماتیک به معاون اول رئیس جمهور ایران در فضای پرتنش کنونی، هدفی جز القای داشتن دست برتر در تحولات منطقه را ندارد. ترکیه که چندی پیش به پشتوانه حمایت نظامی ناتو، جنگنده روسی را در خاک سوریه ساقط کرده است، اکنون بیش از هر زمانی به تحقیر دیگران برای جلوگیری از ترکیدن حباب خودساخته اش می اندیشد و در این مسیر، ایران به عنوان مهمترین محور مقاومت بهترین گزینه خواهد بود. در مقابل، دولت یازدهم بر مبنای این درک بنیادین و غلط که "عاشورا هم درس مذاکره است!" راهی جز تعامل و مذاکره حتی با شمر و عمرسعدهای زمان نمی شناسد و البته آنگونه که پیش از این ذکر شد، بارها از هول حلیم مذاکره در دیگ بازی های دو سر باخت مذاکره به هر قیمت و در هر شرایطی افتاده است.

به نظر می رسد برگزار نشدن چنین دیدار پرحاشیه و بی فایده ای بسیار بهتر از برگزار شدن آن بود. ولی نظام فکری دولت یازدهم به صورتی ساماندهی شده است که راهی جز مذاکره پیش روی خود نمی بیند، حتی در بدترین شرایط!

انفعال و وادادگی دستگاه دیپلماسی دولت در جریان فاجعه خونبار منا نمود عینی دیگری از عملیاتی شدن همین طرز تفکر ساده اندیشانه بود. و اگر نبود تهدید مستقیم حکام نادان آل سعود توسط رهبر انقلاب، معلوم نبود رژیم سفاک آل سعود چه برخوردی با مجروحان و اجساد مطهر کشته شدگان ایرانی می کرد.

به نظر می رسد دولت یازدهم قصد ندارد دست از دیپلماسی انفعالی خود بکشد. چه اینکه اگر چنین چیزی در ذهن سیاستگزاران دولت امکان و حتی ظهور و بروز داشت، جهانگیری می توانست در مواجهه با بی حرمتی رئیس جمهور گستاخ ترکیه، در جلسه مذکور حاضر نشود. کارشناسان معمولا در باره بی احترامی های دیپلماتیک، مقابله به مثل را پیشنهاد می کنند. یعنی اگر کشوری در برخورد با کشوری دیگر مورد بدرفتاری قرار گرفت، حق دارد عین همان بدرفتاری را با کشور متعرض انجام دهد. در عرف تشریفات و دیپلماسی از این قاعده با عنوان «نزاکت» یاد می شود. یعنی دولت دیگر می تواند بی احترامی را پاسخ دهد. حال باید منتظر ماند و دید دولتی که روزی قرار بود اعتبار را به پاسپورت ایرانی برگرداند، حداقل در مواجهه با بی حرمتی به معاون اول خود، رفتاری در خور این توهین را با دیپلمات های ترکیه خواهد داشت یا نه. خاصه آنکه این روزها و در پی مصوبه جدید مجلس نمایندگان آمریکا، اعتبار پاسپورت ایرانی نیز احوال خوشی ندارد.

هر چه هست، پس از گذشت بیش از دو سال، دیپلماسی لبخند، دارد عزت ملی و اعتبار پاسپورت ایرانی را به یغما می برد. یکی از خبرگزاری های نزدیک به دولت یازدهم در واکنش به توهین اردوغان به معاون اول رئیس جمهور، به نقل از یک منبع آگاه گفته است:"در عرف سیاسی و اصول تشریفات، اصل عمل متقابل هم اصلی پذیرفته شده است که جمهوری اسلامی ایران نیز هر گاه لازم بداند، اقدام متقابل صورت خواهد داد." ما هم امیدواریم کار به تحمل سیلی و کشیده طرف مقابل در راستای تعامل سازنده با جهان نرسد!

حسن رضایی

 

Back to Top

پیاده سازی و طراحی توسط گروه نرم افزاری آنی