روز نامه این هفته

دریافت نسخه همراه نامه رفسنجان

تبلیغات سایت

کشاورزان رفسنجان امسال به نسبت یکی دو سال گذشته، وضعیت امیدوارانه تری را تجربه می کنند و آن به سبب برگ و باری است که بر روی درختان پسته شان خودنمایی می کند. از هفت خوان سرما و باد و بوران و ... تقریبا به سلامت گذشته اند و اگر این یکی دو خوان آخر از گرما و شیره و شپشک را هم پشت سر بگذارند می توانند امیدوار باشند که جوجه هایشان در پایان پاییز شمردنی باشد و از 70 هزار هکتار سطح زیر کشت و دشت خداداد، عایدی خوبی دشت کنند.

و این حکایت هر ساله کشاورزان است که باید جدای از تقابل با رخدادهای طبیعی، رزق و روزی خود را از میان مشکلات ریز و درشت زیادی جست و جو کنند. پسته به عنوان تنها ممر درآمد ساکنان دشت رفسنجان در روزگاران گذشته، ارج و قرب بیشتری داشت در حالی که این روزها و سالها حال و روز خوبی را طی نمی کند. تمام بار زحمات داشت و برداشت پسته، بر دوش نحیف کشاورز است در حالی که خودش کمترین سود و بهره را از آن می برد. اوست که دستان پینه بسته خود را در گرما، سایبان درختش می کند، از آنها در موقع باران و برف و تگرگ، چتری می سازد و خلاصه هر کاری بتواند انجام می دهد تا پسته اش خندان شود اما در پایان کار، این خنده بر چهره پسته و صاحب پسته می ماسد و جای خود را به آه و افسوس می دهد چرا که می بیند آن چه دستش را گرفته است به اندازه ای نیست که در سرما و گرما برایش زحمت کشیده است.

هزینه ها سر سام آور شده است و این برای کشاورزی که دو سال آزگار پولی در دستش نبوده آزار دهنده است. یک پایش برای استمهال وام و تمدید آن در این بانک و آن بانک است و یک پایش در فروشگاههای کود و سم. دیر بجنبد، شیره، شیره جان درختانش را می مکد، و یا درختش از بی قوت و غذایی می خشکد، اما مگر پول کفاف می دهد وقتی قیمت سم و کود تنها در عرض کمتر از یک ماه از سال، جهشی بیش از دو و بلکه سه برابر داشته است.

به اینها هزینه تعمیر، نفقه، کارگر و برخی هزینه های دیگر را هم اضافه کنید تا دریابید کشاورز امروز رفسنجانی با چه مشکلاتی دست به گریبان است.

رد پای افزایش قیمت نهاده های کشاورزیدر اقتصاد معیوب کشور پیداست.یک فروشده سم در رفسنجان این چنین دلیل می آورد:علت این مسأله این است که سم پیش از این با ارز 4200 تومان وارد می شد در حالی که الان این ارز برداشته شده و به طور مثال، اگر ما 1000 لیتر سم با ارز 4200 تومان موجود داشته باشیم اگر قرار باشد بعداً با ارز آزاد آن را تهیه کنیم نصف این مقدار را می توانیم وارد کنیم و سرمایه مان یک باره به یک چهارم تقلیل پیدا می کند.

در این میان معلوم نیست تکلیف کشاورز و به عبارتی تقصیر کشاورز چیست که سمی را که وارد کنندگان آن با ارز 4200 تومان وارد کرده اند و باید قیمتی به مراتب پایین تر از این داشته باشد باید با قیمت سه برابر معمول آن بخرد آن هم در حالی که تکلیف ارز 4200 تومانی معروف به ارز جهانگیری هنوز به طور شفاف مشخص نشده است.

برداشته شدن ارز 4200 تومانی البته در نوع خود خوب است چرا که عده ای سودجو، با استفاده از حفره فساد انگیزی که در این زمینه ایجاد شد وارد عمل شده و ضمن استفاده از این ارز، در عمل، آن چه را که می بایست وارد کنند نکردند و یا بعضاً مقادیری کالا را با این ارز واردکرده و با شگردهایی خاص، بقیه ارز موجود را به جیب خود زده اند اما مسأله اینجاست که برداشته شدن ارز، بایدآن همگونی لازم را در قیمت واقعی پسته و قیمت دلار ایجاد کند و سوال اینجاست که آیا در حال حاضر قیمت پسته 150 تا 180 هزار تومان می باشد؟ قطعاً نیست بلکه به مراتب بسیار پایین تر و حدود نصف است.

در این میان، دستمزد کارگر هم علیرغم این که رویه قاتونمند و مشخصی دارد اما در عمل آن چیزی نیست که می بینیم. دستمزد کارگران افزایش چشمگیری داشته است. شریفی رئیس اداره کار رفسنجان در این باره اما می گوید: ملاک اداره کار، بخشنامه مزد است و کارگر در این رابطه، تابع حداقل دستمزد است.

وی می افزاید: دولت مزد امسال کارگران را 63 هزار تومان اعلام کرده که با افزودن مزایای مربوطه از جمله حق بیمه و عیدی و پاداش به 110 تا 120 هزار تومان در روز بالغ می شود اما مسأله اینجاست که این مبلغ برای کارگر بیرونی قابل قبول نیست و آنها نرخ بالاتری را طلب می کنند.

رئیس اداره کار رفسنجان البته برخی مالکین و کارفرمایان را در این قضیه بی تقصیر نمی داند و می گوید: سال هال قبل شاهد بودیم که در فرمانداری جلساتی گرفته می شد و قیمت کارگران فصلی مشخص می گردید اما متأسفانه کمتر کسی از این قیمت تبعیت می کرد و برخی از این کارفرمایان کارگرانی را به کار می گرفتند و به عناوین مختلف بیشتر از قیمت تعیین شده به آنها دستمزد می دادند و نتیجه آن امروزه در عدم تمکین برخی کارگران از قیمت مصوب و افزایش چشمگیر دستمزدها شاهد هستیم.

و نقطه تأسف بار همه این ماجراها هم اینجاست که نه کشاورز و نه پسته اش نه در رفسنجان و نه در وزارتخانه، متولی خاصی ندارند و تقریبا بخش‌های خصوصی در این زمینه پای کار هستند، آن هم در حالی که محصولی مانند چای که ۳۰ هزار هکتار سطح زیر کشت آن است در وزارتخانه دفتر دارد اما پسته با وجود ۴۵۰ هزار تا ۴۶۰ هزار هکتار سطح زیر کشت در کشور و ۲۰ میلیارد تومان ارزآوری هیچ متولی ندارد و از طرفی تنها شرکتی هم که پیش از این در این زمینه فعالیت می کرد حدود 18 سال است که راکد می باشد.

بایدکشاورزان استان کرمان و قطب مهم تولید پسته یعنی شهرستان رفسنجان را دریابیمو این وظیفه مجمع نمایندگان استان و بویژه نماینده جدید مردم رفسنجان و انار می باشد. باید خاطر نشان کرد به بخت ناخوش کشاورز رفسنجانی، کرونا هم لگدی تقریبا محکم زده است وقتی که بازار صادرات کشورمان در کشمکش با کرونا، بازار جهانی خود را هم که یکی چین و بویژه عید کریسمس آن بود و یکی هم بازار شب عید خودمان را از دست داده است تا این خوف و رجای هر ساله برای پسته کاران از کاشت، داشت و برداشت تا پیدا کردن بازار مناسب برای فروش همچنان ادامه داشته باشد.


برگ هایی از کتاب « انقلاب اسلامی در رفسنجان»                          

   تألیف: حسین صفری


واکنش مردم رفسنجان به بازگشت امام

خبر بازگشت امام خمینی بزرگ ترین عامل در تقویت روحیه انقلابیون بود. این خبر تمامی معادلات سیاسی شاپور بختیار نخست وزیر و شاه را به هم زد و در مقابل، نیروی فزاینده ای به انقلابیون بخشید و سرعت و شدت تظاهرات را بالا برد. بختیار نیز برای جلب نظر گروه های سیاسی، آخرین برگ برنده ی خود را ارائه داد تا شاید با استفاده از آن، شکافی بین مخالفان مذهبی و ملی ایجاد کند و آن نیز انحلال ساواک، آزادی زندانیان سیاسی، بازگشت تبعیدیان، انحلال سازمان زنان، تعلیق روابط ایران با اسرائیل و قول پرداخت غرامت های گزاف به قربانیان تظاهرات ماه های گذشته و غیره بود؛ اما این امتیازات در برابر خواسته های ملت بسیار ناچیز بود و نه تنها تاثیر مثبتی در تثبیت قدرت وی به جا نگذاشت، که در تزلزل قدرت وی نقش مهمی را ایفا کرد، زیرا انقلابیون با تبلیغات خود، این اقدامات را به درستی به ضعف و درماندگی حکومت بختیار نسبت دادند.

هر روز مساجد شهر و روستا محل تجمع انقلابیون و سخنرانی عالمان بود. پخش خبر بازگشت امام خمینی، در اوایل بهمن موج خوشحالی و امیدواری به پیروزی را در مردم دمید، اما بختیار دستور بستن فرودگاه ها را داد و بازگشت امام در تاریخ تعیین شده در پنجم بهمن صورت نگرفت. در روز ششم بهمن مغازه ها بار دیگر تعطیل شدند و تظاهرات عظیمی به راه افتاد. عالمان قم و تهران با صدور اعلامیه ای تظاهرات سر تا سری را پیشنهاد کردند. در تظاهرات روز جمعه ششم بهمن، بیش از یک صد هزار تن از مردم از طبقات مختلف به خیابان ها آمدند و در اعتراض به بسته شدن فرودگاه ها و جلوگیری از ورود امام، دست به یک راهپیمایی عظیم زدند و نماز را به سنت روزهای قبل، در خیابان به جای آوردند. انقلابیون بار دیگر به سرعت اقدامات خود افزودند. روز پنج شنبه وقتی دو تن از زندانیان سیاسی کرمان به نام های عالم زاده و مهرابی، پس از آزادی از رفسنجان می گذشتند، با استقبال پر شور مردم رو به رو شدند و مدتی را در منزل حجت الاسلام حاج شیخ عباس پور محمدی استراحت کردند و بعد راهی کرمان شدند.

در روز شنبه 7 بهمن نیز تظاهرات عظیمی انجام گرفت مردم از صبح زود در خیابان ها بودند و راهپیمایی کردند، سپس نماز ظهر و عصر را در مساجد و خیابان ها به جای آوردند. پس از نماز مغرب و عشا، در مسجد جامع به سخنرانی حجت الاسلام حاج شیخ محمد هاشمیان درباره کشتارهای تهران گوش دادند و بعد از آن، جمعیت که تعدادشان بیش از 20 هزار تن بود در شب زمستانی در حالی که دست به دست هم داده بودند و پاها را به زمین می کوبیدند، علیه دولت بختیار شعار دادند و خواهان بازگشت رهبرشان شدند. این تظاهرات تا ساعت دو بامداد ادامه داشت. در مسجد اعلام شده بود که فردا یکشنبه هشتم بهمن، به صورت دسته جمعی به کبوترخان خواهند رفت.

تعداد کثیری از جمعیت که تعدادشان به بیش از هفت هزار تن می رسید، به سوی روستای کبوترخان در 35 کیلومتری رفسنجان روانه شدند و در آنجا مأموران، پاسگاه ژاندارمری را گلباران کردند و نماز ظهر و عصر را در این روستا به جای آوردند. در روز سه شنبه 10 بهمن، بیش از ده هزار تن سوار بر اتوبوس، مینی بوس، کامیون و موتور به سوی روستای خنامان رفتند و پس از سخنرانی، راهپیمایی صورت گرفت. ظاهراً این دومین سفر به این روستا بود. به نظر نگارنده مسافرت اول که در دی ماه صورت گرفت، اقتدار و قدرت انقلابیون را نشان داد. این بار، نوعی سفر فاتحانه بود. روز چهارشنبه 11 بهمن نیز تظاهرات در روستاها و شهر برقرار بود.

همه مردم برای ورود امام در 12 بهمن روزشماری می کردند. در روزشمار انقلاب آمده است:

« پنجشنبه 12 بهم همزمان با ورود قائد عالیقدر انقلاب، حضرت آیت الله العظمی امام خمینی، ده ها هزار تن از مردم به خیابان ها ریختند و به شادی و پایکوبی پرداختند. عده ای نیز که طبل و دهل در دست داشتند، در خیابان ها به راه افتادند. اتومبیل ها با روشن کردن چراغ ها و رقصاندن برف پاک کن ها در خیابان ها به راه افتادند و بوق زنان سرور خود را اعلام کردند و مقدار زیادی نقل و شیرینی و شکلات بین مردم تقسیم شد تا مردم با کام شیرین خود در این جشن همگانی شرکت کنند.»

بسیاری از خانه ها در شهر رفسنجان و اکثریت قریب به اتفاق روستاها فاقد تلویزیون بودند و نمی توانستند صحنه های پرشکوه ورود رهبرشان را تماشا کنند که پانزده سال پیش درمیان نیروهای امنیتی از کشور تبعید شده بود، لذا انقلابیون روستاها که وضع مالی خوبی داشتند، اقدام به خرید تلویزیون کردند.خدا رحمت کند مرحوم حاج سید احمد سادات خراسانی، ابوالزوجه ی اینجانب به عنوان جشن پیروزی انقلاب چند دستگاه تلویزیون سیاه و سفید فیلیپس به قیمت 800 تومان خریداری کرد و به اقوام نزدیک اهدا کرد. قبل از انقلاب اغلب افراد مذهبی در منزل تلویزیون نداشتند. به نظرم اولین حرکت رسانه ای بچه حزب اللهی ها خرید تلویزیون بود. در خود شهر نیز در بسیاری از خانواده های مذهبی که تلویزیون نبود، اقدام به خرید تلویزیون کردند. می توان ورود امام را نقطه ی عطفی در ورود تلویزیون به روستا دانست. حاج علیجان حسنی از فعالان روستای کبوترخان می گوید:

« روز ورود امام به ایران در کبوترخان تلویزیون نبود. ایشان ( آقای شیخ حسین رنجبر) تلویزیونی از کرمان آوردند و داخل حسینیه گذاشتند و مردم روستا جمع شدند تا ورود امام را از تلویزیون ببینند.»

تلگراف تبریک علما و فرهنگیان به امام

بازگشت پیروزمندانه ی امام خمینی به وطن سبب شد تا طبقات اجتماعی به فراخور شعور سیاسی و منزلت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی واکنش نشان دهند. گروهی همچنان که گفته شد با پایکوبی و نقل و شیرینی پخش کردن در خیابان ها، حضور در مساجد و گوش دادن به سخنرانی واعظان و گروهی با آمدن به تهران و حضور در مراسم استقبال باشکوه علاقه و شور خود را نشان دادند. برخی از گروه های اجتماعی نیز با نوشتن اعلامیه و ارسال تلگراف به روزنامه و امام علاقه و خوشحالی خود را ابراز داشتند.

جامه ی روحانیت رفسنجان به ویژه چهار شخصیت مطرح آن، نقش موثری در ترویج اندیشه های انقلابی امام داشتند و با ارسال تلگرافی، ورود قائد بزرگ را تبریک گفتند. رونوشت این تلگراف با چند روز تاخیر در روزنامه ی کیهان به شرح زیر چاپ شد:

« باسمه تعالی

محضر مبارک قائد اعظم، مجاهد کبیر و رهبر مبارزات اسلامی و ضد امپریالیستی ملت ایران حضرت آیت الله نائب الامام حاج آقا روح الله خمینی:

جامعه ی روحانیت رفسنجان محترماً معروض می دارد که مردم رفسنجان و نوق و انارو کشکوئیه و داوران و پاریز و روستاهای حومه ی رفسنجان که از ابتدای اطلاع طلوع جنبش اصیل اسلامی به رهبری آن پیشوای بزرگ، بدون کوچکترین تردید در مبارزات ملت ایران شرکت داشته اند، از آغاز موج جدید این حرکت سازنده نیز با نهایت پشتکار و فداکاری و با اهدای شهدای متعدد و مجروحین بسیار، مسئولیت خود را مانند دیگر افراد ملت ایران ایفا نمودند. اکنون که با خروج شاه از ایران و ورود آن جناب به خاک میهن، قدم اول پیروزی برداشته شده، مردم رفسنجان ضمن تقدیم خالصانه ترین تهنیت ها به مناسبت ورود آن جناب، جانبازی و تایید همه جانبه ی خود را از برنامه های حضرتعالی تا پیروزی کامل و استقرار حکومت عدل اسلامی که متضمن تامین حقوق ملت و قطع ایادی استعمار و نابود شدن همه ی مظاهر ارتجاع و فساد هزاران سال سلطه ی شاهنشاهی و باعث نفی حقیقی استثمار می باشد، اعلام می نمایند و موفقیت حضرتعالی را در به ثمر رساندن این انقلاب عظیم از خداوند بزرگ مسئلت دارند.

جامعه ی روحانیت به نمایندگی از طرف ملت رفسنجان و حومه: محمد هاشمیان، عباس پورمحمدی، محمدعلی انصاری، سیدمحمدتقی هجری، حسین هاشمیان، سیداحمد سادات خراسانی، احمد محقق، حسن احمدیان، عباس باقریان، محمد غروی، حسین مجیدی، حسین غلامرضایی، غلامرضا ملایوسفی، حسین مرادی، مهدی نجفی، حسین نجفی، سیدبرهان حسینی، عباس حسینی، سیدمحمد تقوی، محمد اکبری، محمد عسکری، سید عبدالعظیم خردمند، محمد برهانی، سید محمدرضا خردمند».

فرهنگیان نیز با ارسال نامه ای به شرح زیر، خوشحالی خود را از ورود رهبر ابراز و حمایت خود را تا حصول پیروزی اعلام داشتند.

« پیشگاه رهبر عالیقدر حضرت آیت الله العظمی الامام خمینی

بازگشت مبارک و پر میمنت آن مرجع عظیم الشان و قائد بزرگ به وطن برای ملت ایران بشارتی است وصف ناپذیرو نویدی است رهایی بخش. فرهنگیان رفسنجان ضمن گرامیداشت مقدم آن حضرت اعلام می نمایند تا پیروزی کامل و قطع ید اجانب و استعمارگران خارجی و داخلی از سرنوست ملت، مبارزه ی بی امان خود را به رهبری معظم له دنبال نموده و کماکان به اعتصاب ادامه می دهند.         فرهنگیان رفسنجان».

جامعه ی روحانیت رفسنجان علاوه بر نامه تبریک ورود امام به ایران، تلگرافی از طرف خود مردم به پادشاه مراکش درباره ی پناه دادن به شاه ایران ارسال کردند و در آن از این عمل ابراز انزجار و آن را محکوم کردند. این تلگراف که پس از یکی از راهپیمایی های بزرگ به مراکش ارسال شد، به شرح زیر است:

« مراکش – رباط – جناب ملک حسن پادشاه مراکش

پذیرش شاه فراری و خائن ایران از سوی آن حکومت، شاهی که در تمام شئون ملت مسلمان ایران خیانت کرده و حتی از سوزاندن قرآن در مساجد سر باز نزده و به اسرائیل غاصب کمک های بی دریغ کرده است، سخت مورد تنفر و انزجار است و این عمل غیر شرعی و قانونی را که بر خلاف مقررات بین المللی نیز هست، دشمنی آشکار نسبت به اسلام و مسلمانان ایران و پیشوای مسلمین امام خمینی تلقی می نماییم و آن را محکوم می کنیم. باید توسط آن حکومت از ملت ایران پوزش به عمل آید و زیان های سیاسی جبران گردد تا به تهدید منافع منجر نشود و روابط اسلامی و برادرانه را استوار نماید. جامعه ی روحانیت رفسنجان – ایران

محمد هاشمیان، محمدمهدی نجفی، محمد غروی، حسین هاشمیان، عباس پورمحمدی، عباس شیرازی، محمدعلی انصاری، عباس باقریان، حسن احمدیان، حسین مجیدی، سیدمحمدتقی افصح هجری، سید عبدالعظیم خردمند، سیدمحمدرضا خردمندی، حسین مرادی، غلامرضا ملایوسفی، حسین غلامرضایی، سیدمحمود حسینی، علی جمالی، عباس حسینی، حسین نجفی، محمد عسکری، محمد اکبری، احمد محقق، سید احمد خراسانی، علی دهخدا، محمدجواد صرافی».

علی‌رغم بارش‌های فراوانی که اخیرا داشتیم، نظر کارشناسان این است که هنوز نمی‌توان گفت که تغییر اقلیمی رخ داده است. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، در ما‌ه‌های گذشته میزان بارش‌ها در ایران به اندازه‌ای بوده است که هم از سطح میانگین سالیانه بیشتر شده است و هم به‌دلیل ضعف‌ پوشش گیاهی در مناطق مختلف کشور، بارندگی‌ها به جای اینکه جذب سفره‌های زیرزمینی شود به صورت سیل در سطح زمین جاری شده‌اند.

اسماعیل کهرم بوم‌شناس و کارشناس محیط زیست ایرانی و مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، درباره بارندگی‌های اخیر در مناطق مختلف ایران گفت: ۱۲ سال گذشته، دوره خشکسالی ایران بوده است که کارشناسان آب‌وهوایی آن را جبهه آب‌وهوایی خلیج فارس دانستند.

این کارشناس در ادامه افزود: با سیلاب‌هایی که در ماه‌های اول سال و حتی در روز‌های گذشته اتفاق افتاد، هواشناسان این نوید را دادند که جبهه هوایی ایران از خلیج فارس به جبهه اقیانوس اطلس منتقل شده‌ است و همانطور که کشور‌های اروپایی از باران زیاد برخوردارند، ممکن است این بارندگی‌ها برای ایران هم اتفاق بیفتد.

کهرم اظهار کرد: برای اطمینان از این نظر کارشناسان (اتمام خشکسالی)، باید از مهر تا فروردین بارش‌ها ادامه داشته باشد و به نظر می‌رسد که این اتفاق رخ دهد، چرا که بارندگی‌های مهر تا به الان بیش از حد متوسط (۲۴۰ میلی‌متر در سال) بوده است؛ در حالی که ما در این ۱۲ سال حدود نصف این بارندگی‌ها را داشتیم. محمد درویش پژوهشگر محیط‌زیست نیز در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، درباره بارش‌های چشمگیر امسال گفت: بعد از سال ۹۶–۹۷ که یکی از خشک‌ترین سال‌های گذشته بوده است، سال۹۷–۹۸ یک سال آبی استثنایی است که طبیعت ایران توانست نفسی تازه کند. باید در نظر داشت که ویژگی سرزمین‌هایی که در مناطق خشک هستند اینگونه است، به‌طوری که ما یا خشک‌سالی شدیدی داشتیم و یا با تَر سالی شدیدی رو‌به‌رو بودیم. او گفت: امسال که سال آبی از پاییز ۹۸ شروع شد و تا شهریور ۹۹ ادامه پیدا می‌کند و به‌طور متوسط حدود ۳۰ درصد از بارش‌های سالانه بیشتر است، اما نسبت به سال قبل بسیار کمتر است. روند بارش‌های امسال اینگونه بود که پاییز خوبی از نظر بارش‌ها بوده است و میزان بارش‌ها از میانگین آن بیشتر بوده و بارش‌ها در زمستان خیلی تفاوتی با میانگین نداشته است، ولی بر اساس پیش‌بینی سازمان هواشناسی در بهار، بارندگی‌ها از میانگین مورد نظر آن بهتر خواهد بود. این کارشناس ادامه داد: در مجموع دو سال متوالی است که در دوران تَر سالی به سر می‌بریم. باید بتوانیم از این موهبت برای تعادل‌بخشی سفره‌های آب زیرزمینی استفاده کنیم تا ذخایر آب استراتژیک که کاهش پیدا کرده است، جبران شود.

بهلول علیجانی استاد اقلیم‌شناسی دانشگاه خوارزمی در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، درباره بارش‌های اخیر به عنوان نشانه‌های تغییر اقلیمی گفت: همه بارندگی‌هایی که صورت گرفته، نشانه تغییر اقلیم است. تغییر اقلیم فرایندی است که همیشه بی‌نظمی‌های اقلیم در آن زیاد می‌شود. ما در تابستان گرمای شدید را مشاهده کردیم و الان هم شاهد سرمای زیادی هستیم. در حال حاضر سیلی که در چندروز گذشته در مناطق جنوبی کشور آمد شدیدتر از سیلاب بهار در استان‌های مختلف بوده است. علیجانی گفت: آتش‌سوزی‌های جنگل استرالیا که در مساحت بزرگی هم اتفاق افتاده و برف و سرمای شدیدی که رخ داده است از جمله مصداق‌هایی است که برای این تغییر اقلیمی می‌توان آورد. ما هنوز نمی‌توانیم دقیقا بگوییم که تغییر اقلیمی اتفاق افتاده است. این کارشناس علت وقوع سیلاب در سیستان‌وبلوچستان را ضعف پوشش گیاهی دانست و اظهار کرد: ما قبلا هم این میزان از بارش‌ها را داشتیم، ولی سیلابی رخ نمی‌داد. در حال حاضر خاک‌ها خالی و شهر‌ها گسترش پیدا کرده‌اند و این‌ها عواملی هستند که باعث شده‌اند نفوذ‌پذیری خاک کمتر شود. علیجانی در پایان گفت: اگر بخواهیم جلوی تغییرات اقلیمی را بگیریم این کار نیازمند زمان و برنامه‌ریزی زیادی است که هم در سطح دولت باید رسیدگی شود و هم در سطح جامعه که مردم باید به صرفه‌جویی روی بیاورند.

در پایان باید گفت آنچه که مهم‌تر از وقوع تغییر اقلیمی در کشور اهمیت دارد این است که بارانی که در این مدت از آسمان نازل شده است و احتمالا در آینده نه چندان دور هم دوباره خواهد بارید؛ باید به بهترین شکل ممکن برای مصارف خانگی و کشاورزی ذخیره کرد. چرا که در صورت وقوع خشک‌سالی این‌ بارش‌ها می‌تواند به‌عنوان بهترین منابع آبی کشور محسوب شود.

 

آقای مهدی سپهری به تازگی به پیشنهاد شهرداری رفسنجان مجسمه «مادر» را ساخته و هم اکنون این مجسمه در بوستان مادر واقع در بلوار طالقانی نصب شده است. به همین بهانه و البته به پیشنهاد بسیج هنرمندان رفسنجان، گفتگویی با وی انجام داده ایم که از نظر شما خوانندگان محترم و به ویژه دوستداران و علاقمندان به هنر می گذرد. ایشان متولد 1357 رفسنجان و تحصیل کرده رشته کارشناسی مجسمه سازی از دانشگاه فردوسی مشهد است.


جناب سپهری ابتدا بفرمایید چگونه شد که سر از عرصه هنر درآوردید؟

ما در محیطی بودیم که هنر نقش پر رنگی داشت؛ ما چهار برادر هستیم که هر کدام به نوعی در زمینه کارهای هنری اعم از خوشنویسی و موسیقی و فعالیت دارند و من هم که وارد عرصه مجسمه سازی شده ام. در واقع برادر بزرگ ما که کار خوشنویسی و موسیقی انجام می داد و نوع کار او و ارتباطش با دوستان اهل هنر و موسیقی و زمینه ای را که ایجاد کرده بود از همان بچگی در ما تأثیرگذار بود و فضایی را فراهم کرد که ما را به سمت و سوی هنر سوق می داد.

من مقداری کار خوشنویسی و نقاشی و طراحی هم انجام می دادم لیکن کاری که از سطح دو بعدی کاغذ بیرون می آمد و به عبارتی دنیای سه بعدی و ساخت و ساز احجام همیشه برای من جذابیت خاص خودش را داشت، بنابراین وارد این حرفه شدم.

آیا لزوماً هر شی شکل یافته یک مجسمه محسوب می شود؟

گاهی ما با یک ساختار حجمی مواجه هستیم مثل یک صندلی که آن هم یک جسم دست ساخته بشر است ولی آن چه این صندلی را از یک مجسمه ای را که یک خلاقیت درونش نهفته است متمایز می کند زبانی است که در درون هنر نهفته است و مجسمه این زبان را بازگو می کند. زبان هنرهای بصری دیداری و آن چیزی که باید با چشم دیده شود و درک شود.

از کارهایی که در این زمینه انجام داده اید برایمان بگویید.

معمولا کارهایی که توسط افراد فعال در حوزه هنر انجام می شود به دو شکل است؛ یک دسته کارهایی هستند که هنرمند برای دل خودش انجام می دهد و نیازی ندارند که این کارها مخاطب خاصی داشته باشند و تنها وقتی که این کارها شکل یک مجموعه پیدا کرد قابلیت عرضه نمایشگاهی را پیدا می کند، یکسری کارهایی هم هستند که هنرمند بر اساس نیازهای روز جامعه انجام می دهد و در این میان بعضاً کارهایی هم درخواستی و فرمایشی است که در برخی موارد دست هنرمند برای اعمال سلیقه و خلاقیت خودش باز هست.

بالطبع برخی کارها هستند که من برای خودم انجام داده ام، یک تعداد هم کارهایی هستند که محیطی بوده و در ساختار شهری تعریف می شوند که برای شهرهای مثل مشهد، کرمان، انار، بم و این اواخر هم که مجسمه مادر را برای رفسنجان کار کرده ام.

گاهی یک هنرمند می آید و نمایشگاهی از آثار خودش برپا می کند. در این نمایشگاه یکسری افراد خاص و بعضاً گزینش شده برای دیدن کارهای مختلف دعوت می شوند. این خیلی متفاوت است با کاری که در قالب یک مجسمه یا نقاشی یا هر اثر هنری در ساختار یک شهر انجام می شود. آنجا هست که مخاطبین این اثر را هر قشری با هر تفکری در بر می گیرد و افراد وقتی از کنار آن اثر عبور می کنند ناگزیر آن را مشاهده می کنند. آنجا دیگر مثل گالری نیست که افراد خاصی دعوت شوند بلکه عموم مردم هستند.

و هر کدام از این مردم، برداشت های متفاوتی از اثر در ذهنشان ایجاد می شود. درست است؟

اگر این اتفاق بیفتد یک اتفاق خوبی است. فرض بفرمایید که اگر ما در خصوص مجسمه سازی فیگوراتیو یعنی بدن انسان، اگر صرفاً یک سری عروسک ساخته شود، این ساختار، نه ایجاد سوال برای مخاطب می کند و نه نیاز به برداشت خاصی دارد در حالی که ذات هنر باید به گونه ای باشد که ایجاد سوال کند و بعضاً حتی ایجاد چرایی بکند و اندیشه انسان را به چالش بکشد و وادار به تفکر کند. این موضوع اگر اتفاق بیفتد در مرحله نخست باعث ارتقاء سواد بصری و پس از آن سواد فکری و روحی و روانی انسان ها می شود.

و شاخصه هایی که در این زمینه بیان نمودید چقدر در این کار آخر شما یعنی مجسمه مادر نمود دارد؟

مجسمه مادر یک رویکرد کاملا واقع گرا یا رئالیستی دارد. در واقع شما با پیکره یک زن مواجه هستید که کودکی را در بغل گرفته است. با این تفاوت که از کلیشه کاری هایی از این دست که معمولا متداول و معمول است و در آن یک زن، یک بچه را به بغل دارد کمی فاصله گرفته و در حقیقت در اینجا، مادر بچه را به سمت عقب کشیده و یک حالت حفاظتی حمایتی را تداعی می کند.

آیا آن حالت حفاظتی و حمایتی که به آن اشاره کردید مربوط به آسیب های اجتماعی است؟

دقیقاً. قطعا شما هم با بنده هم عقیده هستید که نمی توان لفظ «مادر» را به یک زن صرفاً با به دنیا آوردن یک فرزند، اطلاق کرد. آن چه زن را تبدیل به اسطوره ای به نام مادر می کند آن رسالتی است که در قبال فرزندش بر عهده دارد و می کوشد در طول مسیر زندگی آن را به سرانجام برساند. من همیشه بیشتر نگاهم به این اتفاق بوده که یک مادر خودش را مسوول و موظف می داند در برابر هر عامل تهدید کننده بیرونی اعم از فرهنگی، اجتماعی و امثال آن از فرزندش محافظت کند. این مسأله بویژه در جامعه امروز ما بیشتر بواسطه بحث تهاجم فرهنگی توسط شبکه های ماهواره ای، شبکه های اجتماعی و ... که شدیداً کشور ما را تهدید می کند حائز اهمیت است.

فرهنگ غرب متأسفانه در حال تبلیغ مصرف گرایی و تزریق یکسری استانداردها در رابطه با گویش، پوشش، آرایش، ارتباط و امثال آن است و مرتب بر این قضیه تأکید می کند که فرهنگ درست آن چیزی است که از طریق ابزارهای رسانه ای ما در حال نشان دادن است اما در واقع در حال منحط کردن فرهنگ جوامع دیگر از جمله جامعه ایرانی اسلامی با آن فرهنگ و تمدن غنی چندین هزار ساله می باشد و ما باید مراقب این اتفاقات باشیم و مجسمه مادر نمونه ای از این مراقبت و محافظت می باشد که توسط یکی از رکن های اصلی هر خانواده یعنی مادر انجام می شود.

در ساخت مجسمه مادر به لحاظ پوشش پیکره و توجه به مولفه های ایرانی اسلامی هم رویکرد خاصی داشته اید؟

تناسبی که در ساختار پیکره این زن لحاظ شده است، تناسب یک انسان کاملا معمولی است. معمولا در کارهای هنری وقتی به تناسب بدن انسان نگاه می کنیم، یکسری تناسب های آرمانی لحاظ شده است، اما من به صورت عامدانه تناسب یک زن کاملا معمولی را انتخاب کرده ام. چرا به لحاظ این که این را بگویم که یک مادر از بین تمام اقشار و افرادی که پیرامون ما هستند اعم از شهری، روستایی، بلند، کوتاه، چاق و یا لاغر و ... می تواند باشد چرا که مادر بودن ربطی به طبقه اجتماعی ندارد. حتی چهره و صورتی که من برای این مجسمه انتخاب کردم تعمداً چهره یک انسان معمولی است یعنی نیامدم و بر اساس قانون و قواعد زیبا شناختی از پیش تعریف شده کار کنم که مثلا صورت چگونه باشد و یا بینی و لب و ابرو چگونه باشد چرا که معتقدم ساختار یک مادر و زیبایی او هیچ ربطی به آن ساختار فیزیکی اش ندارد.

نقش نهادها و ارگان ها بویژه شهرداری در اشاعه هنر و حمایت از هنرمندان تا چه اندازه هم می باشد؟

شهرداری ها یکی از مهم ترین نهادهایی هستند که می توانند از هنر حمایت کنند و نقش خیلی به سزایی در شناساندن هنر به مردم دارند. شهرداری رفسنجان خوشبختانه مدتی است که رسیدگی به سیمای ظاهری شهر را مورد توجه قرار داده است هر چند ساختار یک شهری به چنین اتفاقاتی نیازمند هم می باشد. افرادی که در یک جامعه زندگی می کنند نیاز دارند که سواد و آگاهی بصری شان پا به پای مولفه های دیگر بالا رود. شهرداری در این رابطه می تواند هم از هنر و هنرمند حمایت کند و هم با انجام آثار فاخری که می تواند در ساختار یک شهر قرار بگیرد به بالا بردن سطح اگاهی بصری و اتفاقات دیگری از این شکل کمک کند که خوشبختانه این رویه از سوی شهرداری محترم با هدف تغییر در سیما و منظر شهری در پیش گرفته شده است که جای تقدیر و تشکر دارد.

از این که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید از شما تشکر می کنیم و صحبت خاصی اگر دارید می شنویم.

همشه یک سوال ذهن مرا درگیر خودش کرده است که دوست دارم دیگران هم آن را از خودشان بپرسند. همین گونه که ما به گذشتگان و ادبا و مشاهیر خودمان می بالیم و افتخار می کنیم مثلا شعرایی را داشته ایم که اشعار نابشان در مجامع بین المللی تابلویی ماندگار شده است و یا دانشمندانی که هنوز کتاب هایشان در زمینه پزشکی در دانشگاههای دنیا تدریس می شود من دوست دارم افراد همیشه این سوال را از خودشان بپرسند که آیندگان در مورد ما چه قضاوتی می کنند. آیا ما نباید کاری بکنیم که مایه افتخار آیندگان بشویم و یا نه این که این کار را انجام ندهیم بلکه دستاوردهای و تلاش های گذشتگان را هم به باد بدهیم و به عبارتی بر همه چیز در زمان خودمان خط پایان بکشیم. کاش همه ما به این موضوع کمی بیندیشید

از ایام فاطمیه تا اربعین در عرب آباد شهدا

وزش نسیم گمنـامی، از صحرا تا روستا

هستند نقاطی در گوشه و کنار شهر که به یُمن وجود قبور مطهر شهدای گمنام، تقدس یافته اند و یکی از این مکانها روستای عرب آباد است. روستایی که در شناسنامه خود دست برده و بواسطه حضور سه آلاله بی نام و نشان درآن، پسوند مقدس «شهدا» را نیز به نام خود اضافه کرده است. عرب آباد شهدا.

 

اربعین که برسد، دقیقاً 14 سال است که سه سرباز روح الله، بر روی دستان خیل عظیمی از مردم، کوچه پس کوچه های روستا را طی کردند تا برای همیشه میهمان مردم روستا باشند و سرانجام آرامستان روستا، محلی شد برای آنها تا پهلو به پهلوی هم، آرامشی از جنس گمنامی بیابند.

گمنامان عاشقی که خلوت حرم و مزارشان اکنون، تسکین بخش همه آنهایی است که ملجا و پناهی برای دلشکستگی و حاجتمندی خود جستجو می کنند.

حضور این سه میهمان گرانقدر در روستا، در حقیقت، هدیه ای است از طرف کسی که خود، آشنا با گمنامی است. او که برای شهیدان گمنام، مادری می کند، مگر نه این که حضرت روح الله فرمود: شهدای گمنام، پاره های تن ملت هستند که مونسی جز نسیم صحرا و همدمی جز مادرشان حضرت زهرا (س) ندارند. در واقع، در سال 76 که مراسم سوگواری شهادت حضرت زهرا(س) به شکل رسمی در روستا پایه گذاری شد و هر سال ادامه یافت، عنایت آن بانو و مشیت الهی بر این تعلق گرفت که چند سال بعد، یعنی اربعین سال 83 خاک آن آبادی، یه یمن در برگرفتن سه شهید سرافراز بی نام و نشان، رنگ آبادی به خود ببیند و این گونه شد که پیشنهاد حاج صادق آهنگران مداح هرساله ایام فاطمیه، جامه عمل به خود گرفت:

«چقدر خوب می شود که روستای عرب آباد که هر سال مراسم ایام فاطمیه را به این خوبی برگزار می کند، شهید گمنام داشته باشد...»

شهدای گمنام که پس از پی گیری های بسیار فراوان، در روستا دفن شدند، ساخت مجموعه ای در خور و منزلت آنان در دستور کار قرار گرفت و این کار از سال 87 آغاز شد. تصمیم بر این بود که حرم شهدای گمنام با قرار گرفتن در حریم مسجد، تقدسی مضاعف پیدا کند و همین گونه نیز شد چرا که ساخت مسجد حضرت زهرا(س) و مجموعه شهدای گمنام با هم آغاز شد. هر کسی هر قدر که در توانش بود کمک کرد و بدین ترتیب، مجموعه حرم شهدای گمنام در داخل مسجد و در مرکز آن قرار گرفت. مجموعه ای با معماری سنتی مذهبی اسلامی با تمام امکانات لازم که در پیرامون آن، بخشی از خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) به طول 90 متر نوشته شده است. همچنین وجود 5 لوستر به نام پنج تن آل عبا که 4 شعله از این لوسترها دارای 14 شمع بنام 14 معصوم و پنجمین و بزرگترین لوستر نیز دارای 110 شمع می باشد که به حساب حروف ابجد به نام «علی» می شود همه و همه نشان می دهد دست اندکاران مجموعه حداکثر توان خود را به کار بسته اند تا تناسب موضوع بیش از پیش رعایت شده باشد.

از آن سال به بعد، مراسم ایام فاطمیه در روستا ادامه یافت اما، شهدای گمنام پایه گذار مراسم اربعین نیز شدند و هر سال نیز مراسم باشکوه تر از سال قبل برگزار شده است. خیل عظیم جمعیت و هیأت های عزاداری زیادی از همان ساعات آغازین روز اربعین در محل حاضر شده و به عزاداری و سینه زنی و زنجیرزنی می پردازند، در ادامه، اقامه نماز ظهر و عصر انجام می شود و در ظهر اربعین، این جمعیت چندین هزار نفری از سفره تبرکی حسینی اطعام می شوند. روال این سالها بر این بوده است که پس از این مراسم، گروه تعزیه سیدالشهدا (ع) قاسم آباد وارد شده و به اجرای برنامه می پردازد. پس از آن، نوبت پیاده روی اربعین است که در قالب نماد بسیار کوچکی از رنج و مصائب آل الله در مسیر اسارت با طی طریق از روستا تا قاسم آباد حاجی که مسافتی در حدود 7 کیلومتر است انجام می شود و جمعیت بسیار زیادی نیز در آن حضور دارند. همچنین حضور سخنرانان برجسته ای چون حجج الاسلام راشد یزدی، سید احمد خاتمی، عالی، فرحزاد، سبحانی نیا، مروی و موسوی زاده، حیدری کاشانی و ... و مداحان مطرحی همچون حاج صادق آهنگران، حاج رضا نبوی، حاج مهدی منصوری، حاج مصطفی سماواتی، حاج مجید علی اکبری و ... موید این مطلب است که دست اندرکاران مراسم به غنای فرهنگی مذهبی مراسم بیش از هر چیز دیگری اهمیت می دهند.

و حکایت این میهمانان و میزبانان اکنون 14 ساله شده است و قرار است این مجموعه گسترش یابد و سه صحن دیگر به نام های صحن امام حسین (ع)، صحن امام حسن مجتبی (ع) و صحن کوثر نیز مجموعا در 14 هزار متر مربع ضمیمه این مسجد و مجموعه شود که در همین جا از تمامی عزیزان و دلباختگان اهل بیت(ع) جهت سرمایه گذاری در این زمینه که در واقع ترویج سیره معنوی اهل بیت (ع) می باشد دعوت به عمل می آید. در واقع دید دست اندرکاران بر این است که این مجموعه، مجموعه ای نیست که تنها به روستای عرب آباد اختصاص دارد بلکه مجموعه ای فرهنگی زیارتی خواهد بود که متعلق به کل شهرستان است همان گونه که تاکنون نیز برنامه های متعددی در آن برگزار شده که مربوط به شهرستان بوده است از جمله پخش زنده دعای ندبه که از رسانه ملی پخش گردید.

طرح دیگری که در این زمینه پیش بینی شده است اجرای برنامه هایی در جهت اشتغال پایدار و فراهم کردن زمینه ازدواج آسان و اجرای هر چه بیشتر برنامه های فرهنگی می باشد، البته هم اکنون برخی اردوهای دانشجویی و دانش آموزی نیز برگزار می گردد که قابل گسترش دادن می باشد.

و حال اگر قصد دارید تا پنج شبی را در کنار حرم مطهر این سه شهید گمنام بگذرانید از میدان شهید زینلی (24 ساعتی) به طرف قاسم آباد حرکت کنید رسیده به میدان مهدی آباد واحد از سمت راست به سمت فتح آباد و پس از آن مهدی آباد سردار حرکت کنید، به عرب آباد که رسیدید از هر کسی سراغ بگیرید به شما نشانی حرم شهدا را خواهد داد. مسجدی با حال و هوای مقدس که تقدس آن را وجود سه شهید مضاعف کرده است. السلام علیکم یا شهداء الله...

تنظیم بر اساس صحبت های

خادم الشهدا: حاج حسن حیدری

Back to Top

پیاده سازی و طراحی توسط گروه نرم افزاری آنی