روز نامه این هفته

دریافت نسخه همراه نامه رفسنجان

تبلیغات سایت

مدیر گلزار شهدای کرمان با اشاره به عواملی که حاج قاسم سلیمانی را به این جایگاه رساند، خاطراتی را درباره این شهید بزرگوار بیان کرد.

سردار محمدرضا حسنی سعدی در گفت و گو با ایسنا با اشاره به ویژگی های شخصیتی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی با بیان اینکه مسائلی وجود دارد که سردار سلیمانی را به این مقام رساند، اظهار کرد: یکی از دوستانی که 30 سال همراه حاج قاسم بود می گفت به خاطر احترامی که شهید به پدر و مادرش داشت و دعای خیر والدین را پشت سر داشت، به این جایگاه رسید.

وی افزود: یکی از دوستان سردار سلیمانی نقل می کرد به روستای قنات ملک برای سر زدن به پدرش رفته بود که به ما گفت شما پشت سر من داخل شوید و ما صبر کردیم و ناخواسته از پنجره دیدیم که وارد شد و کف پای پدرش را بوسید.

حسنی سعدی تصریح کرد: مادر حاج قاسم در بیمارستان بستری بود و ایشان گفته بود من را با مادر تنها بگذارید و دوستانش دیده بودند که کف پای مادر را می بوسد.

این جانباز دوران دفاع مقدس بیان کرد: پدرش دعا می کرد و می گفت: تو خیلی زحمت می کشی دعا می کنم عاقبت عمرت به شهادت ختم شود. لذا یکی از رمزهای موفقیت، تعالی و ارتقاء حاج قاسم دعای خیر پدر و مادر و خدمتی بود که به والدینش می کرد.

وی با بیان اینکه علت دیگر موفقیت حاج قاسم لقمه حلال بود، اظهار کرد: پدر سردار، کارگری می کرد و برادر حاج قاسم می گوید: یک موضوعی مربوط به وقف بود که پدر به بچه ها گفته بود این بخش از اموال حلال و مال خودمان و بخش دیگر که مال ما نیست حرام است و پدر سردار سلیمانی فردی متشرّع و مقید بوده است.

حسنی سعدی با اشاره به توان جسمی و روحی شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: شرایط رشد این مرد در روستای قنات ملک و منطقه کوهستانی، کارگری کردن، کمک به پدر، حرکات فیزیکی و ورزش کردن در رشد و موفقیت شهید سلیمانی خیلی موثر بود؛ حاج قاسم دوران دبیرستان برای رفتن به مدرسه از روستای قنات ملک هر روز 15 کیلومتر پیاده به رابر می رفت و برمی گشت.

وی ادامه داد: شهید سلیمانی در سن 13 سالگی به کرمان آمد، یک اتاق در خیابان ناصریه اجاره و هشت ماه کارگری کرد و روزی دو تومان دستمزد می گرفت و 300 تومان پول برای پدرش برد که وام کشاورزی اش را بپردازد.

مدیر گلزار شهدای کرمان با اشاره به اینکه حاج قاسم سلیمانی خانواده ای اصیل، متدین، اهل نماز و مسجد و زحمتکش داشت، اظهار کرد: به اعتقاد من مسئله دیگری که در سرنوشت شهید سلیمانی موثر بود این است که خداوند به حاج قاسم و امثال وی لطف کرد و جوانی ایشان با دوران انقلاب و دفاع مقدس مقارن شد.

وی افزود: شهید سلیمانی هشت سال در دفاع مقدس شب و روز می دوید و آرامش و آسایش نداشت و در عملیات کربلای پنج، 20 روز در خط مقدم بود و 500 نفر از نیروهای لشکرش در این عملیات شهید شدند.

حسنی سعدی تصریح کرد: 19 نفر از فرماندهان گردان، معاون گردان، رییس و معاون ستاد و بعضا فرمانده تیپ را در این عملیات از دست داد که تحمل اینها حاج قاسم را ارتقاء داد و بالا برد.

وی با بیان اینکه یکی از قطعات پازل موفقیت شهید سلیمانی تواضع ایشان بود، گفت: در مسجد قنات ملک برای مردم صحبت می کرد که گفت اینگونه که من از این بالا صحبت می کنم ارباب رعیتی است و نمی شود. بیایید کنار هم بنشینیم و دور هم نشستند و صحبت کرده بود.

حسنی سعدی با اشاره به اینکه هرکس برای خدا تواضع کند، خدا او را بالا می برد افزود: در روضه و هر جلسه ای که وارد می شد هرجا بود می نشست؛ در یادواره شهدای زنگی آباد(کرمان) وارد مسجد شد و دم در نشست و به سخنران که او را می دید پیغام داد که اسم مرا نبَری، من صحبت نمی کنم و می خواهم گوش کنم اگر اسم مرا ببری می روم.

وی با اشاره به اینکه شهید سلیمانی برای میهمانانش احترام زیادی قائل بود، افزود: منزل حاج قاسم ساده بود. برخی که رفته بودند می گفتند ما فکر می کردیم منزل ایشان مجلل باشد اما اینگونه نبود.

این جانباز دوران دفاع مقدس بیان کرد: حاج قاسم تا سال 76 که در کرمان و فرمانده لشکر بود پیکان سوار می شد و یک تویوتا دست دوم خریده بود که پول بنائی را نداشت و آن را فروخت و حساب بناها را پرداخت.

وی با اشاره به اینکه شهید سلیمانی اهل تشریفات، ریخت و پاش و تجملات نبود و تواضع عجیبی داشت، گفت: این تواضع خیلی رفعت به او می داد و در دل مردم جا می گرفت.

مدیرکل سابق بنیاد شهید استان کرمان تصریح کرد: شهید سلیمانی به مردم زیاد خدمت می کرد و هر زمان کرمان می آمد نصف گونی نامه با خود می برد تا جوابشان را بدهد که خاطرم است 16 نامه پیوست کرده و امضا می زد و به بنیاد شهید برای ما فرستاد تا کارها را پیگیری کنیم؛ تلاش خود را می کرد چه کار انجام می شد یا نه و می گفت از ایثارگر و فرزند شهید، به حق دفاع کنید.

وی با اشاره به اینکه حاج قاسم خیلی مردم را دوست داشت، اظهار کرد: به بیمارستان فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) رفته بود برای تشکر از کادر پزشکی و پرستاری و همه آمده بودند با سردار عکس بگیرند که گفته بود صبر کنید یک کارگر انتهای سالن داشت نظافت می کرد، او هم بیاید بعد عکس بگیریم.

حسنی سعدی گفت: حاج قاسم می دید مردم جنگ را چرخانده و انقلاب کردند، مردم از امام اطاعت کرده و جوانان خود را فرستادند برای دفاع از کشور لذا مردم را دوست داشت و روی مردم حساب می کرد و خیلی به آنها احترام می گذاشت.

وی درباره آشنائی اش با سردار سلیمانی گفت: حاج قاسم مرداد سال 60 در عملیات کرخه کور(نور) بعد از غلامعباس گلزار وارد عملیات شد که با وی صحبت کردم در حالی که از ناحیه دست راست مجروح شده و دستش به گردنش آویزان بود. بعد رفت در عملیات بستان شرکت کرد و بعد از آن در عملیات بیت المقدس فرمانده تیپ ما بود و من مجروح و اسیر شدم و ارتباط ما قطع شد تا مرداد 69 که من آزاد شدم در فرودگاه به استقبال من آمد و با هم به کرمان آمدیم.


مرتضی عفتی از فرماندهان دوران دفاع مقدس است که بعد از پایان جنگ تحمیلی زمانی که سردار سلیمانی مأموریت مبارزه با اشرار جنوب شرق کشور را عهده دار شدند با ایشان همکاری نزدیکی داشتند.

در آستانه سالگرد سردار دلها، سردار عفتی در گفت و گویی به بیان خاطرات و ویژگی های سردار سلیمانی پرداخته است از جمله خاطره ای در خصوص مذاکره با اشراری که بیش از 90 نفر از پرسنل نیروی انتظامی که دوران آموزش را طی می کردند، را به گروگان گرفته و در حال انتقال به افغانستان بودند.

***

یک روز در ماده کاریز بودم بی‌سیم‌چی گفت حبیب با یاسر کار دارد (اسم من یاسر بود و حبیب سردار سلیمانی)، دستور دادند هرچه سریع‌تر با نیروها بیا کوله‌‌سنگی که اشرار حدود ۹۰ نفر از نیروهای آموزشی نیروی انتظامی را گروگان گرفته و قصد دارند ازطریق پاکستان یا افغانستان به آن ‌سوی مرز ببرد و نباید بگذاریم این کار صورت بگیرد.

با نیروهای مستقر در ماده کاریز حرکت کردم وقتی به کوله‌سنگی رسیدم سردار با صدای بلند گفت: کسی که باید برود بالا آمد، آن زمان فرمانده نیروی انتظامی سردار بهرام نوروزی بود ایشان هم آنجا بود.

 

نحوه مذاکره سردار سلیمانی

متوجه شدم اشرار در ملک سیاه کوه مستقر شده‌اند و سردار سلیمانی با کسب تکلیف ازمقام معظم رهبری این اجازه را گرفته بود که اگر حتی متحمل یک جنگ شویم گروگان‌ها باید آزاد شوند، این فرمان تا اندازه‌ای مشکل ما را حل می‌کرد یعنی می‌توانستیم با نفوذ در خاک پاکستان و افغانستان اشرار را محاصره کنیم که این کار به سرعت انجام شد ولی مشکلات برای عملیات بود چرا که اگر می‌خواستیم اجرای آتش کنیم و با توپخانه و خمپاره اشرار را وادار به تسلیم کنیم گروگان‌ها قطعاً آسیب می‌دیدند و اگر می‌خواستیم محاصره را طولانی کنیم اولا مشکل بود و ثانیاً باز هم گروگان‌ها تلف می‌شدند.

یک راه باقی بود و قبول تلفات آن هم با ریسک بالا و عملیات نفوذ که بسیار مشکل بود. دشمن روی ارتفاع بر ما مسلط بود و امکان مانور را برای دشمن فراهم می‌کرد که با کمترین تلفات بیشترین تلفات را از ما بگیرد. چاره‌ای نداشتیم جز قبول تلفات و مقام معظم رهبری فرمان را صادر فرموده بودند که باید گروگان‌ها آزاد شوند.

توسط بی‌سیم راکال با بیت حضرت آقا ارتباط داشتیم و هر لحظه حضرت آقا نتیجه را می‌پرسیدند بعد از اینکه سردار از محاصره کامل اطمینان پیدا کردند دستور حمله را صادر نمودند ابتدا نیروهایی که از آن طرف مرز برای کمک به اشرار از طریق رباط افغانستان در حرکت بودند با اجرای آتش حجیم و دقیق یا کشته شدند و یا فرار کردند.

از مکالمه‌ای که بین اشرار و نیروهای آن طرف مرز شنود می‌شد گویا وحشت اشرار بود. قبل از اجرای آتش فردی به‌نام خلیفه که خود را حاکم رباط می‌خواند می‌خواست میانجی‌گری کند سردار قبول نکرد و به من دستور حرکت داد و من با نیروها حرکت کردم مخصوصا سردار از جایی دستور حرکت داد که کاملا در دید دشمن قرار بگیریم بعد از آن اجرای آتش و حرکت ما اشرار راضی به مذاکره شدند و سردار پس از کسب تکلیف از حضرت آقا و بهم خوردن تعادل روحی دشمن توسط خلیفه راضی به مذاکره شد.

سردار سلیمانی قاعده مذاکره را بلد بود

من قاسم سلیمانی هستم خوب بدانید با چه کسی طرف هستید، ده دقیقه دیگر ملک سیاه را به آتش می‌کشم و نسلی از شما باقی نخواهم گذاشت

سردار قاعده مذاکره را بلد بود. آن‌ها وقت خواستند سردار قبول نکرد و پیام داد که ما جنگ هشت ساله را پشت سر گذاشته‌ایم اگر فکرمی‌کنید گروگان‌ها مانعی برای اجرای عملیات هستند در اشتباه هستید. ما برای حفظ کشور و انقلاب هیچ ابایی از تقدیم شهید نداریم. من قاسم سلیمانی هستم خوب بدانید با چه کسی طرف هستید، ده دقیقه دیگر ملک سیاه را به آتش می‌کشم و نسلی از شما باقی نخواهم گذاشت.

دشمن ترسیده بود و پیشنهاد کردند شما یک راه را باز بگذارید ما می‌رویم و گروگان‌ها در اختیار شما باشد. سردار با هیبت و قاطع فرمود تا گروگان‌ها آزاد نشوند حرف مذاکره نزنید آماده باشید که من دستور حمله را صادر کردم و با بی سیم اعلام شروع حمله دادند. وقتی دشمن قاطعیت سردار را دید پرسید چه ضمانتی هست که بعد از اینکه گروگان‌ها آزاد شدند شما عملیات نکنید؟ سردار گفت من قاسم سلیمانی هستم و باید به قول و عهدی که می‌دهم اطمینان کنید.

نمی‌دانم در این پیام چه بود که راضی شدند بدون هیچ پیش ‌شرطی گروگان‌ها را آزاد کردند و بعد هر چه بچه‌ها اصرار بر ادامه عملیات کردند راضی نشد. حتی بچه‌ها گفتند شما بروید ما ادامه می‌دهیم سردار با اطمینان گفت: قطعا حضرت آقا راضی نخواهند شد و وقتی از آقا پرسیدند ایشان فرمودند به قول خودتان وفا کنید. سردار خود در صحنه نبرد بود و خیلی وقت‌ها همانند یک تکاور ساده عمل می‌کرد.

پاسخ دقیق رهبر انقلاب به یک پیغام: رهبر انقلاب۲۳ خرداد ۹۸ در دیدار نخست وزیر ژاپن، درباره پیغام مذاکره، نکاتی را از موضع درایت و عزت بیان فرمودند که این روزها شایسته بازخوانی است. در ابتدای این دیدار، آقای آبه شینزو گفت: من قصد دارم پیام رئیس‌جمهور آمریکا را به جناب عالی برسانم.

حضرت آیت الله خامنه ای در پاسخ، ضمن بازگویی حقارت شخصیت ترامپ و اوباما فرمودند: "ما به‌لطف خداوند، بدون مذاکره با آمریکا و با وجود تحریم هم به پیشرفت خواهیم رسید... جمهوری اسلامی ایران هیچ اعتمادی به آمریکا ندارد و تجربه تلخ مذاکرات قبلی در چارچوب برجام را به هیچ وجه تکرار نخواهد کرد. هیچ ملت آزاده و عاقلی مذاکره تحت فشار را نمی‌پذیرد.

من، شخص ترامپ را شایسته مبادله هیچ پیامی نمی‌دانم و هیچ پاسخی هم به او ندارم و نخواهم داد..... کدام عاقلی با کشوری که زیر توافق‌ زده، مذاکره کند؟

ما این حرف را که آمریکا آماده مذاکرات صادقانه با ایران است، اصلاً باور نمی‌کنیم زیرا مذاکرات صادقانه از جانب شخصی همچون ترامپ، صادر نمی‌شود. صداقت در میان مقامات آمریکایی بسیار کمیاب است... ما به هیچ وجه تجربه تلخ مذاکره چند سال اخیر با آمریکا را تکرار نخواهیم کرد.

بعد از توافق هسته‌ای، اولین کسی که برجام را بلافاصله نقض کرد، شخص اوباما بود، همان کسی که درخواست مذاکره با ایران کرده و واسطه هم فرستاده بود. این تجربه ما است و جناب آقای آبه، بدانید که ما این تجربه را تکرار نمی‌کنیم

شرایط حاد کرونا در شهرستان رفسنجان، این شهر را به یکی از بحرانی ترین شهرهای کشور مبدل ساخته است به نحوی که مسئولان درمانی شهر هشدار می دهند در صورت ادامه روند موجود و افزایش آمار مبتلایان و افراد بستری، پذیرش آنان با دشواری مواجه خواهد شد. متأسفانه پزشکان و کادر درمانی این شهر دچار خستگی ناشی از کار مفرط شده و امکانات درمانی در حال فرسودگی است و بخشی از کادر درمانی نیز به دلیل مداومت حضور بر بالین بیماران مبتلا، به این بیماری شده و قادر به حضور در محل کار نیستند.

از سوی دیگر، مسئولین شهرستان برای مقابله با این شرایط حاد کرونایی دست به اقدامات گسترده ای مثل تعطیلی اصناف در گروههای 4،3،2، بانک ها، ادارات و اختصاص اغلب بخش های بیمارستانی به بیماران کرونایی، راه اندازی بیمارستان ویژه بحران شهدای مس، نقاهتگاه پیش بیمارستانی سپاه، و ... زده اند اما تاکنون همه این اقدامات مانع از شیوع این ویروس خطرناک و ابتلای افراد جدید به این بیماری نشده است. چرا؟

قطعاً یکی از دلایل اصلی این مسأله به حضور تعداد زیادی از اتباع کشور افغانستان در شهرستان به ویژه افاغنه حاضر در مهمانشهر (اردوگاه) بر می گردد؛ باید گفت جمعیت حاضر در مهمانشهر، بسیار متراکم است و امکانات آن محدود می باشد و همین امر موجب آلودگی فضای اردوگاه و شیوع ویروس کووید 19 در بین ساکنین آن شده است و از آن بدتر این که افراد ناقل نیز روزانه در سطح شهر و روستاها از جمله در فروشگاه های مواد غذایی- که این مورد اخیر بیشتر در خصوص نوجوانان افغان که در بسیاری از واحدهای صنفی به عنوان شاگرد و پادو فعالیت می کنند مصداق دارد- و نیز در محل های کارگری اعم از کارهای ساختمانی و کشاورزی و خدماتی حضور دارند و موجب می شوند که تمام محدودیت هایی که مسئولین شهرستان در نظر گرفته اند به نوعی کم اثر و یا حتی بی اثر باشد.

راهکار اصلی جلوگیری از شیوع کرونا توسط این افراد جابجایی اردوگاه به محلی مناسب و با فضایی وسیع تر و با امکانات بهداشتی مطلوب و امکانات رفاهی بیشتر است و اما با توجه به اینکه این کار احتیاج به یک کار بلندمدت دارد و به صورت فوری امکان پذیر نیست پیشنهاد تفریق جمعیت ساکن در اردوگاه می شود بدین صورت که بخشی از ساکنین اردوگاه به محل های اسکان موقت منتقل شوند که می توان با اجاره ضبط های پسته خالی حومه شهر، مدارس روستایی فاقد دانش آموز و ... در این زمینه اقدام نمود. همچنین در نظر گرفتن یک نقاهتگاه با امکانات درمانی مناسب و تعداد تخت های لازم برای درمان بیماران کرونایی اتباع خارجی و نیز ایجاد فروشگاه های مواد غذایی و سایر ملزومات مورد نیاز آنان در محل مهمانشهر برای جلوگیری از تردد آنان در داخل شهر مناسب به نظر می رسد.

ضمن آن که ایجاد تیم های بازرسی و نظارتی جهت سامان دادن و غربالگری از اتباع خارجی که در مرکز شهر و حاشیه های شهر حضور دارند و رعایت مسائل بهداشتی را نمی کنند و ایجاد محدودیت های رفت و آمد برای آنان در سطح شهر و روستاها از دیگر اولویت های ضروری در این زمینه می باشد.

مجددا یادآور می گردد در صورت عدم جلوگیری از شیوع بیماری کرونا توسط اتباع افغانستانی حاضر در شهرستان تمام محدودیت ها و تلاش ها برای مقابله با این بیماری خطرناک عقیم خواهد ماند.

حال خوب این روزهای ورزش رفسنجان را بعد از آقایان فوتبالیست تیم صنعت مس که جام قهرمانی لیگ یک را بالای سر بردند، بانوان فوتسالیست کامل کردند.

بانوان تیم فوتسال صنعت مس رفسنجان که در فصل پیش، تا یک قدمی جام قهرمانی رفته اما دست خالی برگشته بودند امسال نگذاشتند جام از دستشان بپرد.

در دور رفت فینال لیگ برتر فوتسال کشور، بانوان صنعت مس با نتیجه دو بر صفر و با گل های مهسا کمالی و هما آقایی میزبان خود سایپای تهران را شکست دادند تا همه چیز برای یک جشن قهرمانی در خانه بیش از پیش مهیا باشد.

شاگردان عاطفه رضایی، در دور برگشت نیز در سالن پیام نور رفسنجان یک بار دیگر در مقابل سایپا قرار گرفتند و موفق شدند با یک گل مهسا کمالی و هت تریک شماره 8 خود، سحر زمانی و با نتیجه چهار بر صفر رقیب خود را از پیش رو بردارند و قهرمانی این دوره از مسابقات را از آن خود کنند.

جشن قهرمانی بانوان مس رفسنجان نیز پس از پایان بازی با حضور مدیر عامل باشگاه، رئیس هیئت فوتبال و جمعی از دیگر مسئولان برگزار شد.

کم کم داریم به قهرمانی عادت می کنیم

ستاره های کویری رفسنجان در آسمانی به وسعت ایران همچون ستاره های قطبی خوش درخشیدند و نام رفسنجان- دیار فاتحان اروند- را برای چندمین بار در جای جای ایران طنین انداز کردند.

در روزهای آرام و یکنواخت شهر که هر کس سرگرم کارهای خودش بود و مردم با مشکلاتی که در سایه ویروس کووید 19 بر سرشان آمده بود دست و پنجه نرم می کردند زمزمه هایی از گوشه و کنار شهر به گوش می رسید.

زمزمه هایی که حاکی از درخشش تیم مس رفسنجان در لیگ دسته اول بود و چندین هفته تداوم صدر نشینی نوید بخش این ایام بود و تنها یک برد تا صعود به لیگ برتر فاصله داشتند. این اتفاقی بزرگ در شهری کوچک مثل رفسنجان بود که پس از سال ها چشم انتظاری در تحقق بود و تیم دست پرورده اش راهی لیگ برتر می شد. زمزمه ها تبدیل به هیاهو شد، همه جای شهر صحبت از پسران فوتبال رفسنجان بود که گل کاشته بودند، لاله های نارنجی در بازی حساس مقابل نود ارومیه با نتیجه یک بر صفر صعودشان را حتمی کردند و قلب یک شهر دوباره به تپش افتاد. مردم غرق در شادی به استقبال دلاور مردان تیم فوتبال مس رفسنجان رفتند که در کنار این صعود مُهر قهرمانی را هم پای پرونده لیگ دسته اول زده بودند و در بازی آخر از لیگ دسته اول، جام قهرمانی را برای اولین بار لمس و آن را پیشکش مردم دیار فاتحان اروند کردند.

شور و هیجان در شهر کوچک رفسنجان وصف ناپذیر بود. محمد ربیعی دلاور مردی با شعار «من باور دارم» تیمش را به قله ی قهرمانی رساند و مسافر لیگ برتر شد و توانست نام رفسنجان را در لیگ بیستم حک کند. در آن همه هیاهو که همه از مردم تا مسئولین را به شور و شادی دعوت کرده بود و شهر در پوست خود نمی گنجید فریادهایی دیگر، گوش ایران را نواخت. فریادهایی از رنگ دختران رفسنجان و از جنس بانوان پرتلاش.

این فریادها اما حکایت از داستانی دیگر داشت. داستان قهرمانی دخترانمان در فوتسال لیگ برتر. شادی در رفسنجان تفریق نمی شد بلکه ثانیه به ثانیه بر آن افزوده می شد، دختران فوتسال رفسنجان در لیگ برتر حریفشان را یکی پس از دیگری به زانو در آورده بودند و فقط یک پله تا قهرمانی فاصله داشتند حریف تهرانی شان را در زمین خودشان میخکوب کردند و تنها بازی برگشت، سرنوشت شاگردان عاطفه رضایی را مشخص می کرد.

با فاصله یک هفته بعد از قهرمانی تیم فوتبال مس رفسنجان، دختران فوتسال هم قرار بود جام قهرمانی لیگ برتر را به خانه ی خودشان بیاورند. باز هم شهر از تپش ایستاده بود و مردم دل توی دلشان نبود تا دومین قرمانی را هم جشن بگیرند و این سیمرغ شکست ناپذیر دست پرورده عاطفه رضایی آن چنان طوفانی به پا کرد که حریف تهرانی توان راه رفتن پیدا نکرد و با یک نتیجه عالی چهار بر صفر مغلوب شد و قهرمانی لیگ برتر فوتسال به بانوان مس رسید و برای دومین بار نام رفسنجان در سرای ایران با اقتدار و صلابت به گوش همگان رسید تا بدانند رفسنجان دیار فاتحان اروند فرزندانی پر استعداد و توانمند دارد که نامشان در بین ستاره های ایرانی می درخشد. دختران فوتبال رفسنجان اثبات کردند که تلاش و پشتکار و همچنین استعداد هم می تواند از جنس مردان توانمند باشد و هم از جنس دخترانی چون مروارید که ادامه دهنده راه فاتحان اروند باشند.

اما آنچه که مهم است آیا همانطور که فرزندانمان شادی و شور را برایمان به ارمغان آوردند مسئولان و ارگان ها نیز این تلاش ها و سخت کوشی ها را پاسخ می دهند و جبران می کنند؟ آیا همچنان حمایت هایشان تداوم پیدا می کند؟ از این دو تیم پر افتخار رفسنجانی که جواز حضور در آسیا می گیرند و پسرانی که راهی لیگ برتر کشور شدند و نامشان در بین بهترین و بزرگترین تیم های کشور می درخشد. یا این طعم دل انگیز قهرمانی قرار است به زودی از سرشان برود و آن ها را در نیمه ی حساس راه تنها بگذارند و به امان خدا رهایشان کند.

بسیار هستند تیم هایی که به دلیل حمایت نشدن ها از لیگ برتر سقوط کردند و همچنان در حال سقوط به لیگ های پایین تر هستند و کسی پیدا نمی شود تا دستشان را بگیرد و دوباره آنها را به نقطه اوج برساند. خدا نکند اتفاق بر سر تیم مس رفسنجان هم خراب شود. تنها نباید به شادی آفرینی های فوتبال پسران و فوتسال دختران مس رفسنجان نگاه خیره کننده داشته باشیم، اکنون که تیم فوتبال مس رفسنجان به لیگ برتر راه پیدا کرده است باید بدانیم که در آبادانی شهر نیز بسیار موثر خواهد بود و به رفسنجان نگاهی دیگر می شود. توجه به نوجوانان دوچندان خواهد شد، همچنین به ورزشکاران نیز نگاهی دیگر می شود. با راهیابی فوتبال مس رفسنجان به لیگ برتر تیم های بزرگ کشور برای مسابقات عازم رفسنجان می شوند جلوه های بصری شهر باید مرمت شود، زیر ساخت های شهری، هتل های شهر، ورودی ها باید بازسازی شوند تا چهره ای زیبا به نمایش گذاشته شود.

این امور باعث اشتغال زایی نیز خواهد شد، خرید بازیکنان و مربی برای تیم مس و همچنین ورود بازیکنان و مربیان بزرگ به شهر رفسنجان به عنوان میهمان باعث رونق بازار به ویژه بازار سوغات از جمله طلای سبز(پسته) می شود. در بازی های بزرگ مس رفسنجان که با تیم هایی همچون استقلال و پرسپولیس پا به میدان می گذارد جاذبه های گردشگری شهر را به کشور و رفسنجان را به دنیا معرفی خواهد کرد و در نهایت ورزشگاه شهدای مس رفسنجان پس از سالها افتتاح خواهد شد.

امیدواریم که مسئولین از تیم های فوتبال پسران و فوتسال دختران مس رفسنجان حمایت کنند و در نیمه های راه شارژر حمایتشان اتصالی نکند و تیم فوتبال مس همچنان در لیگ برتر باقی بماند و شاهد درخشش مردان رفسنجان باشیم.

الهه محمدی نژاد

Back to Top

پیاده سازی و طراحی توسط گروه نرم افزاری آنی