روز نامه این هفته

دریافت نسخه همراه نامه رفسنجان

تبلیغات سایت

مدیر گلزار شهدای کرمان با اشاره به عواملی که حاج قاسم سلیمانی را به این جایگاه رساند، خاطراتی را درباره این شهید بزرگوار بیان کرد.

سردار محمدرضا حسنی سعدی در گفت و گو با ایسنا با اشاره به ویژگی های شخصیتی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی با بیان اینکه مسائلی وجود دارد که سردار سلیمانی را به این مقام رساند، اظهار کرد: یکی از دوستانی که 30 سال همراه حاج قاسم بود می گفت به خاطر احترامی که شهید به پدر و مادرش داشت و دعای خیر والدین را پشت سر داشت، به این جایگاه رسید.

وی افزود: یکی از دوستان سردار سلیمانی نقل می کرد به روستای قنات ملک برای سر زدن به پدرش رفته بود که به ما گفت شما پشت سر من داخل شوید و ما صبر کردیم و ناخواسته از پنجره دیدیم که وارد شد و کف پای پدرش را بوسید.

حسنی سعدی تصریح کرد: مادر حاج قاسم در بیمارستان بستری بود و ایشان گفته بود من را با مادر تنها بگذارید و دوستانش دیده بودند که کف پای مادر را می بوسد.

این جانباز دوران دفاع مقدس بیان کرد: پدرش دعا می کرد و می گفت: تو خیلی زحمت می کشی دعا می کنم عاقبت عمرت به شهادت ختم شود. لذا یکی از رمزهای موفقیت، تعالی و ارتقاء حاج قاسم دعای خیر پدر و مادر و خدمتی بود که به والدینش می کرد.

وی با بیان اینکه علت دیگر موفقیت حاج قاسم لقمه حلال بود، اظهار کرد: پدر سردار، کارگری می کرد و برادر حاج قاسم می گوید: یک موضوعی مربوط به وقف بود که پدر به بچه ها گفته بود این بخش از اموال حلال و مال خودمان و بخش دیگر که مال ما نیست حرام است و پدر سردار سلیمانی فردی متشرّع و مقید بوده است.

حسنی سعدی با اشاره به توان جسمی و روحی شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: شرایط رشد این مرد در روستای قنات ملک و منطقه کوهستانی، کارگری کردن، کمک به پدر، حرکات فیزیکی و ورزش کردن در رشد و موفقیت شهید سلیمانی خیلی موثر بود؛ حاج قاسم دوران دبیرستان برای رفتن به مدرسه از روستای قنات ملک هر روز 15 کیلومتر پیاده به رابر می رفت و برمی گشت.

وی ادامه داد: شهید سلیمانی در سن 13 سالگی به کرمان آمد، یک اتاق در خیابان ناصریه اجاره و هشت ماه کارگری کرد و روزی دو تومان دستمزد می گرفت و 300 تومان پول برای پدرش برد که وام کشاورزی اش را بپردازد.

مدیر گلزار شهدای کرمان با اشاره به اینکه حاج قاسم سلیمانی خانواده ای اصیل، متدین، اهل نماز و مسجد و زحمتکش داشت، اظهار کرد: به اعتقاد من مسئله دیگری که در سرنوشت شهید سلیمانی موثر بود این است که خداوند به حاج قاسم و امثال وی لطف کرد و جوانی ایشان با دوران انقلاب و دفاع مقدس مقارن شد.

وی افزود: شهید سلیمانی هشت سال در دفاع مقدس شب و روز می دوید و آرامش و آسایش نداشت و در عملیات کربلای پنج، 20 روز در خط مقدم بود و 500 نفر از نیروهای لشکرش در این عملیات شهید شدند.

حسنی سعدی تصریح کرد: 19 نفر از فرماندهان گردان، معاون گردان، رییس و معاون ستاد و بعضا فرمانده تیپ را در این عملیات از دست داد که تحمل اینها حاج قاسم را ارتقاء داد و بالا برد.

وی با بیان اینکه یکی از قطعات پازل موفقیت شهید سلیمانی تواضع ایشان بود، گفت: در مسجد قنات ملک برای مردم صحبت می کرد که گفت اینگونه که من از این بالا صحبت می کنم ارباب رعیتی است و نمی شود. بیایید کنار هم بنشینیم و دور هم نشستند و صحبت کرده بود.

حسنی سعدی با اشاره به اینکه هرکس برای خدا تواضع کند، خدا او را بالا می برد افزود: در روضه و هر جلسه ای که وارد می شد هرجا بود می نشست؛ در یادواره شهدای زنگی آباد(کرمان) وارد مسجد شد و دم در نشست و به سخنران که او را می دید پیغام داد که اسم مرا نبَری، من صحبت نمی کنم و می خواهم گوش کنم اگر اسم مرا ببری می روم.

وی با اشاره به اینکه شهید سلیمانی برای میهمانانش احترام زیادی قائل بود، افزود: منزل حاج قاسم ساده بود. برخی که رفته بودند می گفتند ما فکر می کردیم منزل ایشان مجلل باشد اما اینگونه نبود.

این جانباز دوران دفاع مقدس بیان کرد: حاج قاسم تا سال 76 که در کرمان و فرمانده لشکر بود پیکان سوار می شد و یک تویوتا دست دوم خریده بود که پول بنائی را نداشت و آن را فروخت و حساب بناها را پرداخت.

وی با اشاره به اینکه شهید سلیمانی اهل تشریفات، ریخت و پاش و تجملات نبود و تواضع عجیبی داشت، گفت: این تواضع خیلی رفعت به او می داد و در دل مردم جا می گرفت.

مدیرکل سابق بنیاد شهید استان کرمان تصریح کرد: شهید سلیمانی به مردم زیاد خدمت می کرد و هر زمان کرمان می آمد نصف گونی نامه با خود می برد تا جوابشان را بدهد که خاطرم است 16 نامه پیوست کرده و امضا می زد و به بنیاد شهید برای ما فرستاد تا کارها را پیگیری کنیم؛ تلاش خود را می کرد چه کار انجام می شد یا نه و می گفت از ایثارگر و فرزند شهید، به حق دفاع کنید.

وی با اشاره به اینکه حاج قاسم خیلی مردم را دوست داشت، اظهار کرد: به بیمارستان فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) رفته بود برای تشکر از کادر پزشکی و پرستاری و همه آمده بودند با سردار عکس بگیرند که گفته بود صبر کنید یک کارگر انتهای سالن داشت نظافت می کرد، او هم بیاید بعد عکس بگیریم.

حسنی سعدی گفت: حاج قاسم می دید مردم جنگ را چرخانده و انقلاب کردند، مردم از امام اطاعت کرده و جوانان خود را فرستادند برای دفاع از کشور لذا مردم را دوست داشت و روی مردم حساب می کرد و خیلی به آنها احترام می گذاشت.

وی درباره آشنائی اش با سردار سلیمانی گفت: حاج قاسم مرداد سال 60 در عملیات کرخه کور(نور) بعد از غلامعباس گلزار وارد عملیات شد که با وی صحبت کردم در حالی که از ناحیه دست راست مجروح شده و دستش به گردنش آویزان بود. بعد رفت در عملیات بستان شرکت کرد و بعد از آن در عملیات بیت المقدس فرمانده تیپ ما بود و من مجروح و اسیر شدم و ارتباط ما قطع شد تا مرداد 69 که من آزاد شدم در فرودگاه به استقبال من آمد و با هم به کرمان آمدیم.


Back to Top

پیاده سازی و طراحی توسط گروه نرم افزاری آنی