روز نامه این هفته

دریافت نسخه همراه نامه رفسنجان

تبلیغات سایت

اوقات شرعی

27 September 2020
يكشنبه 6 مهر 1399
9 صفر 1442

دنبال شکستگی ها نباش

پیرزنی دو کوزه آب داشت که آنها را آویزان بر یک تیرک چوبی بر دوش خود حمل می کرد! یکی از کوزه ها ترک داشت و مقدارى از آب آن به زمين مى ريخت، در صورتی که دیگری سالم بود و همیشه آب داخل آن به طور کامل به مقصد می رسید! به مدت طولانی هر روز این اتفاق تکرار می شد و زن همیشه یک کوزه و نیم آب به خانه می برد! ولی کوزه شکسته از مشکلی که داشت، بسیار شرمگین بود که فقط می توانست نیمی از وظیفه اش را انجام دهد! پس از دو سال، سرانجام کوزه شکسته به ستوه آمد و با پیرزن سخن گفت! پیرزن لبخندی زد و گفت هیچ توجه کرده ای که گلهای زیبای این جاده در سمت تو روییده اند و نه در سمت کوزه سالم!؟ اگر تو اینگونه نبودی این زیبايی ها، طروات بخش خانه من نبود! طی این دو سال این گلها را می چیدم و با آنها خانه ام را تزیین می کردم!

هر یک از ما شکستگی خاص خود را داریم ولی همین خصوصیات است که زندگی ما را در کنار هم لذت بخش و دلپذیر می کند! باید در هر کسی خوبی هایش را جستجو کنیم و بیاموزیم! پس به دنبال شکستگی ها نباش که همه به گونه ای شکستگی داریم، فقط نوع آن متفاوت است!

یک امتیاز ویژه برای زائران قبرحاج قاسم سلیمانی

سنگ قبر حاج قاسم اهدایی از حرم امام حسین(ع) می باشد و این سنگ قبر سابق اربابمان امام حسین(ع) است که تعویض شده و اکنون بر مزار مطهر حاج قاسم قرار داده شده.

کسی که بالای سر قبر مطهر حاج قاسم می نشیند و دست روی سنگ قبر این شهیدعزیز میگذارد و برایش فاتحه میخواند در واقع دست بر سنگ قبر مطهر امام حسین(ع) می گذارد.

حاج قاسم به خواست خدا امنیت در عراق برقرار کرد و این فرصت برای شیعیان و عاشقان اهل بیت(ع) فراهم شد تا به زیارت عتبات عالیات بروند. مسیر پیاده روی اربعین را برای عاشقان اهل بیت(ع) باز کرد تا با خیالی آسوده پیاده به دیدار سیدالشهدا(ع) بشتابند و پس از شهادتش هم باز این فرصت را به عاشقان اهل بیت(ع) داده تا بتوانند مستقیم سنگ قبر امام حسین(ع) را لمس کنند.

شما وقتی به زیارت امام حسین(ع) می روید امکان ندارد بتوانید سنگ قبر مطهر امام را لمس کنید ولی امام حسین(ع) این امتیاز بزرگ را تقدیم سرباز بی ادعای خودش یعنی حاج قاسم کرده تا زائران حاج قاسم سنگ قبر فرزند زهرا(س) را لمس کنند و تبرک بجویند.‏

حس خوب برتر بودن

دریکی از مدارس، معلمی دچار مشکل شد و موقتا برای یک ماه معلم جایگزینی بجای او شروع به تدریس کرد. این معلم جایگزین در یکی از کلاسها سوالی از دانش آموزی کرد که او نتوانست جواب دهد، بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن و مسخره کردن او کردند.

معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از اعتماد به نفس پایینی برخوردار است و همواره توسط هم کلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.

زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند، معلّم آن دانش آموز را فرا خواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده، آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.

در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند، دستش را بالا ببرد.

هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.

تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.

بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.

معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.

در طول این یک ماه، معلّم جدید هر روز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد. کم کم نگاه همکلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد. دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.

آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماحد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش "خِنگ " می نامید، نیست. پس دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ برتر بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند. آن سال با معدّلی خوب قبول شد و به کلاس های بالاتر رفت، در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد.

Back to Top

پیاده سازی و طراحی توسط گروه نرم افزاری آنی